X
تبلیغات
بی خیال همه چی...



























بی خیال همه چی...

دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایی ست که دل می بندیم...!!!

 
 
   *  سلام دوستای گلم خوش اومدید(این پست ثابته) *

خدایا؛

      جای سوره ی «ع» به نام سوره ی «عشق» در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز  میگردد:

       و قسم به روزی که قلبت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت....

                                              

                                                                        


نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 12:5 توسط بی انتها|

عشق اون نیست که تو اوج رابطه وفادار بمونی...

عشق اونه که تو اوج اختلاف خیانت نکنی...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 21:18 توسط بی انتها|


در سال جدید...

*یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشد

*یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند،نه آن گونه که می خواهم باشند

*یادم باشد که هرگز خود را از دریچه ی نگاه دیگران ننگرم،که من اگر خود با خویشتن

 آشتی نکنم هیچ شخصی نمیتواند مرا با خود آشتی دهد

*یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که اگر شخصی که با خود مهربان نیست نمیتواند

 با دیگران مهربان باشد...

بچه ها شما هم اینا رو به خاطر بسپارید....


**سال نو مبارک دوستای گلم**

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 23:47 توسط بی انتها|

بعضیا میگن رفیق مثل لیمو شیرینه،بعد یه مدت تلخ میشه!

اما یکی نیست به این بعضیا بگه لیمو شیرین همیشه شیرینه، 

تا چاقو به جیگرش نزنن تلخ نمیشه ...!!!

نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 1:35 توسط بی انتها|

کاش اونقدری که آدما دلمون رو شکستن

یه بارم خلوتمونو میشکستن ...

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 0:46 توسط بی انتها|

ردپایم بی صداست

              عشق من بی انتهاست

                                    ردپای اشکهایم را بگیر

                                                       تا بدانی خانه ی عاشق کجاست....

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 20:8 توسط بی انتها|

میگویند زمان طلاست

دروغ میگویند

زمان آتش است من چشیده ام

گذرا نیست.

ثانیه به ثانیه اش میسوزاند

و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد...

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 21:12 توسط بی انتها|

خدایا میبینی؟؟؟

حالا که پر از حرفیم ....دیگر زنگ انشاء نداریم!!!!

 

 

+هستی جان آدرس وبت رو دوباره بزارمیزنه اشتباهه

نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 0:11 توسط بی انتها|

اگه شنیدی یکی دوستت داره

فکر نکن از محبت اونه

باور کن تو لایق دوست داشتنی...

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت 23:28 توسط بی انتها|

دنیایت را با دنیایم عوض میکنی؟؟

فقط چند ساعت...

میخواهم بدانم آن که دنیای من است

در دنیایش چه سهمی دارم....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 22:8 توسط بی انتها|

محبت مثل آب میمونه

مهم نیست کی اول شروع میکنه

مهم اینه که هر دو خیس میشن

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 13:43 توسط بی انتها|

آنکه دوستش داشتم آدم با گذشتی بود

حتی از "من" هم گذشت...

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 16:15 توسط بی انتها|

شاید میان این همه نامردی

باید شیطان را ستود که

دروغ نگفت و

جهنم را به جان خرید

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد...

نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 1:16 توسط بی انتها|

آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ میشن …
 
 ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ …
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ میگن ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ …
 ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ …
 
 ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ میزارن …
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ، ﺳﺎﮐﺖ میشن ، ﭼﯿﺰﯼ نمیگن ، ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ هیچوقت ﺑﺮ
 
نمیگردن !!!
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392ساعت 0:36 توسط بی انتها|

                                            امشب بیا قدم بزنیم

                                                    تو با یارت

                                                              من با یادت...

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 18:10 توسط بی انتها|

بهش بگی دوستش داری....پررو میشه و میره

بهش نگی دوستش داری....ناامید میشه و میره

بهش محبت کنی....خوشی میزنه زیر دلش و میره

بهش محبت نکنی....از یکی دیگه محبت میگیره و میره

خلاصه....

اومده که بره خودت و خسته نکن...

نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 16:35 توسط بی انتها|

چه تراژدی غمناکی ست

وقتی برای همه کست هیچ کس نباشی...

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 21:43 توسط بی انتها|

رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند

همراه کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم

دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم

و تو چه دانی که عشق چیست

عشق سکوتی است در برابر این غمها...

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 23:52 توسط بی انتها|

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت

فهمیدم که گاهی....

هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است....


پ.ن:ممنون از همه ی دوستایی که برام نظر گذاشتین

بچه ها با عرض معذرت این ماه وقت نمیکنم بهتون سر بزنم

فقط نظرات رو تایید میکنم

ولی قول میدم تابستون جبران کنم

دوستتون دارم

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 15:23 توسط بی انتها|

نگران خودت نباش که بعد از اون چکار کنی

شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد...

نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 22:36 توسط بی انتها|


  زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست،
 در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست!
 زندگی آب روانی است روان می‌گذرد
 آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد...
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 0:24 توسط بی انتها|

اون روزی که گفتی بهتر از تو پیدا کردم

یاد روزی افتادم که به هزار تا بهتر از تو گفتم

من بهترینو دارم...



پ.ن:دوست عزیز اگه سوالی که پرسیدی جواب ندادم معنیش اینه که نمیخوام جواب بدم پس دیگه سوالتو تکرار نکن

در ضمن مطمئنی از آقای سهیلی شنیدی؟؟(بعید میدونم)

نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 22:15 توسط بی انتها|

خدایا کسی را که قسمت دیگریست

سر راهمان  قرار نده!

تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد

و روزهای خوشش برای دیگری

نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 1:53 توسط بی انتها|


دلم گرفته...
طاغت این همه دوری را ندارم!
این قلبم دیگر برای خودم نمیزند...
دیگر اختیارش دست کس دیگری است..
دلتنگش که میشوم بی اختیار اشک میریزم،
نمیدانم...
فکر کنم اختیار چشمانم هم دست اوست...!!!!
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 0:57 توسط بی انتها|

  وقتی دو تا عاشق از هم جدا میشن

دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن

چون به قلب همدیگه زخم زدن

نمیتونن دشمن همدیگه باشن

چون زمانی عاشق هم بودن

تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای هم باشن...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 20:25 توسط بی انتها|

امروز تشییع جنازه ی آیدا

دوست ناز و خوشگلم  بود

خدایا...


نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1391ساعت 22:55 توسط بی انتها|

 آیدا دوستم مُرد

بچه ها تو روخداالتماستون می کنم برای آمرزشش دعا کنید

((خدایا خودت ببخشش....))

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 10:24 توسط بی انتها|

خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم

دیدم طاقت اسم هایی که میگویی را ندارم...


نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 13:25 توسط بی انتها|

مردی زنی را بوسید، پرسیدند با او چه نسبتی داری؟

گفت:

مادر شوهر این زن با مادر زن من مادر و دخترند

مرد چه کسی را بو سیده بود؟؟؟؟

(زود تند سریع فکر کن جوابشو بده)

منتظرماااااا

((دوستان رفتین نظرات رو ببینین از روی دست هم تقلب نکنیناااا

اونی که به ذهن خودتون میرسه رو بگین منتظرم))



خب دوستان ادامه مطلب جوابشو گذاشتم



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 19:9 توسط بی انتها|

به هیچ کس در این دنیا دل نبند

حتی سایه ات هم هنگام تاریکی تو را ترک میکند...

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1391ساعت 10:53 توسط بی انتها|


آخرين مطالب
» سوره ی عشق
» عشق
» سال نو مبارک
» لیمو شیرین...
» دل و قلب و اینا...
» عشق
» زمان
» انشا
» دوست داشتن
» دنیا

Design By : Pichak