X
تبلیغات
بی خیال همه چی...

بی خیال همه چی...

دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایی ست که دل می بندیم...!!!

سوره ی عشق

    *  سلام دوستای گلم خوش اومدید(این پست ثابته) *

خدایا؛

      جای سوره ی «ع» به نام سوره ی «عشق» در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز  میگردد:

       و قسم به روزی که قلبت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت....

                                              

                                                                        


+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 12:5 توسط مهدیس(بی انتها) |

با دیگری دیدمت...

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت

فهمیدم که گاهی....

هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است....

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 15:23 توسط مهدیس(بی انتها) |

شرمنده ی دل

نگران خودت نباش که بعد از اون چکار کنی

شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد...

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 22:36 توسط مهدیس(بی انتها) |

زندگی


  زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست،
 در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست!
 زندگی آب روانی است روان می‌گذرد
 آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد...
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 0:24 توسط مهدیس(بی انتها) |

بهترین!!!

اون روزی که گفتی بهتر از تو پیدا کردم

یاد روزی افتادم که به هزار تا بهتر از تو گفتم

من بهترینو دارم...



پ.ن:دوست عزیز اگه سوالی که پرسیدی جواب ندادم معنیش اینه که نمیخوام جواب بدم پس دیگه سوالتو تکرار نکن

در ضمن مطمئنی از آقای سهیلی شنیدی؟؟(بعید میدونم)

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 22:15 توسط مهدیس(بی انتها) |

قسمت!!!!

خدایا کسی را که قسمت دیگریست

سر راهمان  قرار نده!

تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد

و روزهای خوشش برای دیگری

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 1:53 توسط مهدیس(بی انتها) |

دلم گرفته


دلم گرفته...
طاغت این همه دوری را ندارم!
این قلبم دیگر برای خودم نمیزند...
دیگر اختیارش دست کس دیگری است..
دلتنگش که میشوم بی اختیار اشک میریزم،
نمیدانم...
فکر کنم اختیار چشمانم هم دست اوست...!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 0:57 توسط مهدیس(بی انتها) |

عاشق2

  وقتی دو تا عاشق از هم جدا میشن

دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن

چون به قلب همدیگه زخم زدن

نمیتونن دشمن همدیگه باشن

چون زمانی عاشق هم بودن

تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای هم باشن...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 20:25 توسط مهدیس(بی انتها) |

تشییع جنازه ی دوست خوشگلم بود

امروز تشییع جنازه ی آیدا

دوست ناز و خوشگلم  بود

خدایا...


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1391ساعت 22:55 توسط مهدیس(بی انتها) |

آیدا جان چرا رفتی

 آیدا دوستم مُرد

بچه ها تو روخداالتماستون می کنم برای آمرزشش دعا کنید

((خدایا خودت ببخشش....))

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 10:24 توسط مهدیس(بی انتها) |

چشم

خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم

دیدم طاقت اسم هایی که میگویی را ندارم...


+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 13:25 توسط مهدیس(بی انتها) |

با هم چه نسبتی دارن؟

مردی زنی را بوسید، پرسیدند با او چه نسبتی داری؟

گفت:

مادر شوهر این زن با مادر زن من مادر و دخترند

مرد چه کسی را بو سیده بود؟؟؟؟

(زود تند سریع فکر کن جوابشو بده)

منتظرماااااا

((دوستان رفتین نظرات رو ببینین از روی دست هم تقلب نکنیناااا

اونی که به ذهن خودتون میرسه رو بگین منتظرم))



خب دوستان ادامه مطلب جوابشو گذاشتم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 19:9 توسط مهدیس(بی انتها) |

دل نبند!!!

به هیچ کس در این دنیا دل نبند

حتی سایه ات هم هنگام تاریکی تو را ترک میکند...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1391ساعت 10:53 توسط مهدیس(بی انتها) |

بهانه

دلم به بهانه ی همیشگی گریست

بگذار بگرید و بداند

آنچه میخواهد همیشه نیست....


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 0:45 توسط مهدیس(بی انتها) |

سرنوشت

از خدا پرسید:

  اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟

       خداوند خندید و گفت:شاید در سرنوشتت نوشته باشم

            "هرچه آرزو کرد...   "      

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 23:39 توسط مهدیس(بی انتها) |

دل شکسته

هر جا دلت شکست،خودت شکسته هاشو جمع کن
تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 0:8 توسط مهدیس(بی انتها) |

آسمان

        سر به هوا نیستم!

        اما همیشه چشم به آسمان دارم

        حال عجیبیست دیدن همان آسمان

         که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کردی...

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت 21:10 توسط مهدیس(بی انتها) |

تنهایی

مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم

نه از رفتن کسی دلگیر....

بی کسی هم عالمی دارد...

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 0:4 توسط مهدیس(بی انتها) |

گشتم بود...

دیگر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست

بگذار صادقانه بگویم

گشتم اتفاقا بود...

فقط مال من نبود انگار،

بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 23:5 توسط مهدیس(بی انتها) |

خواستن

                    من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم

             تو آنقدر نخواستی که هیچ از من ندیدی...

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391ساعت 12:3 توسط مهدیس(بی انتها) |

بازی با هم بودن

آدمها کنارت هستند؛ تا کی؟

تا وقتی که به تو احتیاج دارند

از پیشت میروند یک روز؛ کدام روز؟

وقتی کسی جایت آمد

دوستت دارند ؛ تا چه موقع؟

تا موقعی که کسی دیگر را برای دوست داشتن انتخاب کنند

میگویند عاشقت هستند تا همیشه؛نه...

فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام شود

و این است؛

"بازی با هم بودن..."

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 22:27 توسط مهدیس(بی انتها) |

عشق3

جدایی زمانی میتونه لذت بخش باشه که در پی اون دیدار وجود داشته باشه
دیدار زمانی قشنگه که همراهش عشق دو طرفه باشه
عشق دو طرفه زمانی زیباست که در کنارش ایمان باشه
ایمان وقتی ارزشمنده که با عمل همراه باشه
و عمل زمانی نتیجه بخشه که از وقتش نگذشته باشه...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت 13:19 توسط مهدیس(بی انتها) |

علم بهتر است یا ثروت

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثروت بخواند،

پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام،

معلم او را باخط کش چوبی تنبیه کرد،

پسرک در حالی که دستای قرمز و باد کرده اش را به هم میمالید زیر لب گفت:

آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری می خریدم و انشایم را می نوشتم...

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 23:18 توسط مهدیس(بی انتها) |

آجر

کاش خوبی های آدما رو مثل آجر میشد روی هم بزارن تا با دیدن هر بدی یه دونه رو بردارن

بی انصافیه یه دفعه دیوار وخراب کنند...
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 19:20 توسط مهدیس(بی انتها) |

عاشق

عاشق اون نیست که واسه عشقش تو سرما آتیش روشن کنه...

عاشق اونیه که کتشو بده به عشقش و

خودش سرما بخوره 6تا آمپول بزنه تا دیگه از این غلطا نکنه

+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391ساعت 0:19 توسط مهدیس(بی انتها) |

هوای بارانی

دلگیر نشو از آدمها

نیش زدن طبیعتشان است

سالهاست که به هوای بارانی می گویند"خراب"...

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 11:12 توسط مهدیس(بی انتها) |

ستاره

باران همیشه میبارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند

                                 نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن...

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 12:59 توسط مهدیس(بی انتها) |

یار

شاید تو نمیدانی ......

چقدر سخت است یار را با یار دیدن...

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 15:25 توسط مهدیس(بی انتها) |

فرهاد

شیرین بهانه بود...

فرهاد تیشه میزد که نشنود صدای مردمانی را که

در گوشش می خوانند که

دوستت ندارد...
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1391ساعت 1:7 توسط مهدیس(بی انتها) |

زیبایی

پرسیدم تو زیبایی یا من؟

گفت:من

نگاهی کردم و دیدم راست می گوید

من پیر عشقش شدم و

او با شور من جوانی می کند...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 18:31 توسط مهدیس(بی انتها) |