سوره ی عشق
خدایا؛
جای سوره ی «ع» به نام سوره ی «عشق» در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز میگردد:
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت....
دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایی ست که دل می بندیم...!!!
خدایا؛
جای سوره ی «ع» به نام سوره ی «عشق» در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز میگردد:
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت....
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت
فهمیدم که گاهی....
هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است....
نگران خودت نباش که بعد از اون چکار کنی
شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد...
اون روزی که گفتی بهتر از تو پیدا کردم
یاد روزی افتادم که به هزار تا بهتر از تو گفتم
من بهترینو دارم...
پ.ن:دوست عزیز اگه سوالی که پرسیدی جواب ندادم معنیش اینه که نمیخوام جواب بدم پس دیگه سوالتو تکرار نکن
در ضمن مطمئنی از آقای سهیلی شنیدی؟؟(بعید میدونم)
خدایا کسی را که قسمت دیگریست
سر راهمان قرار نده!
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد
و روزهای خوشش برای دیگری
وقتی دو تا عاشق از هم جدا میشن
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن
چون به قلب همدیگه زخم زدن
نمیتونن دشمن همدیگه باشن
چون زمانی عاشق هم بودن
تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای هم باشن...
امروز تشییع جنازه ی آیدا
دوست ناز و خوشگلم بود
خدایا...
آیدا دوستم مُرد
بچه ها تو روخداالتماستون می کنم برای آمرزشش دعا کنید
((خدایا خودت ببخشش....))
خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم
دیدم طاقت اسم هایی که میگویی را ندارم...
مردی زنی را بوسید، پرسیدند با او چه نسبتی داری؟
گفت:
مادر شوهر این زن با مادر زن من مادر و دخترند
مرد چه کسی را بو سیده بود؟؟؟؟
(زود تند سریع فکر کن جوابشو بده)
منتظرماااااا
((دوستان رفتین نظرات رو ببینین از روی دست هم تقلب نکنیناااا
اونی که به ذهن خودتون میرسه رو بگین منتظرم))
به هیچ کس در این دنیا دل نبند
حتی سایه ات هم هنگام تاریکی تو را ترک میکند...
دلم به بهانه ی همیشگی گریست
بگذار بگرید و بداند
آنچه میخواهد همیشه نیست....
از خدا پرسید:
اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟
خداوند خندید و گفت:شاید در سرنوشتت نوشته باشم
"هرچه آرزو کرد... "
هر جا دلت شکست،خودت شکسته هاشو جمع کن
تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه...
سر به هوا نیستم!
اما همیشه چشم به آسمان دارم
حال عجیبیست دیدن همان آسمان
که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کردی...

مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم
نه از رفتن کسی دلگیر....
بی کسی هم عالمی دارد...
دیگر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست
بگذار صادقانه بگویم
گشتم اتفاقا بود...
فقط مال من نبود انگار،
بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...
من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم
تو آنقدر نخواستی که هیچ از من ندیدی...
آدمها کنارت هستند؛ تا کی؟
تا وقتی که به تو احتیاج دارند
از پیشت میروند یک روز؛ کدام روز؟
وقتی کسی جایت آمد
دوستت دارند ؛ تا چه موقع؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوست داشتن انتخاب کنند
میگویند عاشقت هستند تا همیشه؛نه...
فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام شود
و این است؛
"بازی با هم بودن..."
معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثروت بخواند،
پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام،
معلم او را باخط کش چوبی تنبیه کرد،
پسرک در حالی که دستای قرمز و باد کرده اش را به هم میمالید زیر لب گفت:
آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری می خریدم و انشایم را می نوشتم...
کاش خوبی های آدما رو مثل آجر میشد روی هم بزارن تا با دیدن هر بدی یه دونه رو بردارن
بی انصافیه یه دفعه دیوار وخراب کنند...عاشق اون نیست که واسه عشقش تو سرما آتیش روشن کنه...
عاشق اونیه که کتشو بده به عشقش و
خودش سرما بخوره 6تا آمپول بزنه تا دیگه از این غلطا نکنه
دلگیر نشو از آدمها
نیش زدن طبیعتشان است
سالهاست که به هوای بارانی می گویند"خراب"...
باران همیشه میبارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن...
شاید تو نمیدانی ......
چقدر سخت است یار را با یار دیدن...
شیرین بهانه بود...
فرهاد تیشه میزد که نشنود صدای مردمانی را که
در گوشش می خوانند که
پرسیدم تو زیبایی یا من؟
گفت:من
نگاهی کردم و دیدم راست می گوید
من پیر عشقش شدم و
او با شور من جوانی می کند...